تبلیغات
عکس و بیوگرافی مطالب جالب و خواندنی و متن ترانه آهنگ خوانندگان - مطالب مطالب عاشقی
عکس و بیوگرافی مطالب جالب و خواندنی و متن ترانه آهنگ خوانندگان
نگاه گوناگون کوروش

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

مورد داشتیم ...

مورد داشتیم دختره Pm داده میگه که چرا با لب تاب میام ف ف سرعت پایینه ولی با گوشی میام سرعت خوبه؟؟؟

بهش میگم الان با چی هستی؟؟؟

میگه با شلوارک و تاب زرد؟؟؟ :|:|:|:|:|:|:|

من دیگه حرفی برای گفتن ندارم یکی یه اسلحه بهم بده میخوام خودکشی کنم
***************************************
ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻣﻮﻗﻊ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻪ ﮐﻼﭺ
ﺑﮕﯿﺮﻩ ﻏﺮﻭﺭﺵ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻭﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﻮ
ﺑﮕﯿﺮﻩ...

***************************************************

مرد هم قلب دارد...

مرد هم قلب دارد...
فقط صدایش یواش تر از صدای قلب یک زن است...
مرد هم در خلوتش برای عشقش گریه میکند...
شاید ندیده باشی..
اما همیشه اشک هایش را در البوم دلتنگیش قاب میکند...
هروقت زن بودنت را میبیند...
سینه را جلو میدهد...
صدایش را کلفت تر میکند....
تا مبدا...لرزش دست هایش را ببینی....
مردکه باشی...دوست داری...از نگاه یک زن مرد باشی...نه بخاطر زور بازوها!
مثل تو دلتنگ میشود...بهانه میکیرد...تو این هارو خوب میدانی...
تمام آرزویش این است که سر روی پاهایت بگذارد...تا موهایش را نوازش کنی...
عاشق بوی موهای توست و بیشتر از تو به اغوش تو نیاز دارد...
چون وقت تنهایی...خاطره ی تو اورا امیدوار میکند...
آری مرد هم قلبی دارد....

مطالب جالب و خواندنی

میلیونها و میلیاردهاآدم تو این دنیا هستن و همشون میتونن بدون تو زندگی کنن،
آخه من بدبخت چرا نمیتونم.

**********************
منِ بیــــچاره مـــدت هـــاست کــــسی را مخـــــاطبِ

شعـرهایم کــــرده ام

کـــه خــــــیلی وقت است غــــــایب اســـــت !
گاهی آنچنان مزخرف میشوم که برای دیگران

قابل درک نیستم !
حتی عزیزترین کسم را از خودم میرانم !

ادامه مطلب

مطالب جالب و عاشقی

می‌تونم تو لحظه‌های بی‌كسیت، واسه تو مرحم تنهایی باشم

می‌تونم با یه بغل یاس سفید، تو شبات عطر ترانه بپاشم ..

 


می‌تونم از آسمون قصه‌ها، واسه تو صد تا ستاره بچینم

می‌تونم حتی اگه دلت نخواد، واسه تو روزی هزار بار بمیرم ..

 

ادامه مطلب

من و تو

تو مرا
آنقدر آزردی ..
که خودم کوچ کنم از شهرت ..
بکنم دل ز دل چون سنگت ..
تو خیالت راحت ..
می روم از قلبت ..
می شوم دورترین خاطره در شب هایت
تو به من می خندی ..
و به خود می گویی:
باز می آید و می سوزد از این عشق
ولی ..
بر نمی گردم نه!
می روم آنجایی
که دلی بهر دلی تب دارد ..
عشق زیباست و حرمت دارد ..
تو بمان ..
دلت ارزانی هر کس که دلش مثل دلت
سرد و بی روح شده است ..
سخت بیمار شده است ..
تو بمان در شهرت!

شعر زیبا از یه دوست

گناهی ندارم
ولی قسمت اینه
که چشمای کورم
به راهت بشینه
برای دل من
واسه جسم خستم
منی که غرور رو
تو چشمات شکستم
سر از کار چشمات
کسی در نیاورد
که هر کی
تورو خواست
یه روزی بد اورد
برای دل من
واسه جسم خستم
منی که غرور رو
تو چشمات شکستم
واسه من که
بر عکس کار زمونه
یکی نیست که
قدر دلم رو بدونه
گناهی ندارم
ولی قسمت اینه
که چشمای کورم
به راهت بشینه
هنوزم
زمستون به یادت بهاره
تو قلبم
کسی جز تو جایی نداره
صدای دلم
ساز نا سازگاره
سکوتم به جز تو
صدایی نداره
تو خواب و خیالم
همش فکر اینم
که
دستاتو یازم
تو دستام ببینم
ولی حیف از این خواب
پریدم که بازم
با چشمای کورم
به راهت بشینم
سر از کار چشمات
کسی در نیاورد
که هر کی
تورو خواست
یه روزی بد اورد
برای دل من
واسه جسم خستم
منی که غرور رو
تو چشمات شکستم

شاد آمدی

شاد آمدی شاد آمدی نا گه ز در باز آمدی

بنشین و خوش بنشین و خوش ، چون محرم

راز آمدی ، چون محرم راز آمدی

***

خوش بینمت خوش بینمت ، ماه پریوش بینمت

حوری نگر ، حوری نگر ، با شیوه ناز آمدی

با شیوه ناز آمدی

شاد آمدی شاد آمدی نا گه ز در باز آمدی

نا گه ز در باز آمدی

***

زاری کنان زاری کنان پیش رخ تو بیدلان

چون بلبل و گل ناگهان با برگ و با ساز آمدی

با برگ و با ساز آمدی

***

سرو روان ،سرو روان ،بر جویبار عاشقان

ای دولت و بخت جوان، بس خوب و دمساز

آمدی ، بس خوب و دمساز آمدی

شاد آمدی شاد آمدی نا گه ز در باز آمدی

نا گه ز در باز آمدی

***

با ما خوشا، با ما خوشا ، پیش من آ پیش من آ

هم شوخ و شنگ و دلربا خانه بر انداز آمدی

خانه بر انداز آمدی

***

صبری بکن صبری بکن یا جامه صبری بده

چون یوسف مصری دگر

با قدر و اعزاز آمدی

با قدر و اعزاز آمدی

شاد آمدی شاد آمدی نا گه ز در باز آمدی

نا گه ز در باز آمدی

شاد آمدی شاد آمدی

شاد آمدی شاد آمدی

شاد آمدی شاد آمدی

شاد آمدی شاد آمدی

خواننده رضا رویگری

عاشقتم تا بی نهایت

پسر به دختر گفت اگه یه روزی بهقلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم. بقیه داستان در ادامه مطلب …

تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید…

چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..!
دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:

سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)

قلب: دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم…

بانک زمان

تصور کنید بانکی دارید که در آن هر روز صبح ۸۶۴۰۰ تومان به حساب شما واریز میشود و تا آخر شب فرصت دارید تا همه پولها را خرج کنید. چون آخر وقت حساب خود به خود خالی میشود. در این صورت شما چه خواهید کرد؟ هر کدام از ما یک چنین بانکی داریم: بانک زمان. هر روز صبح، در بانک زمان شما ۸۶۴۰۰ ثانیه اعتبار ریخته میشود و آخر شب این اعتبار به پایان میرسد. هیچ برگشتی نیست و هیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمیشود.
ارزش یک سال را دانش‏آموزی که مردود شده میداند.
ارزش یک ماه را مادری که فرزندی نارس به‏دنیا آورده میداند،
ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته‏ نامه میداند،
ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق را میکشد،
ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده،
و ارزش یک ثانیه را آنکه از تصادفی مرگبار جان به در برده، میداند.
هر لحظه گنج بزرگی است، گنجتان را مفت از دست ندهید، باز به خاطر بیاورید که زمان به خاطر هیچکس منتظر نمیماند.
دیروز به تاریخ پیوست.
فردا معما است.
و امروز هدیه است.

داستان “عقرب”

روزی مردی، عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند. او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد، اما عقرب انگشت او را نیش زد. مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد، اما عقرب بار دیگر او را نیش زد.رهگذری او را دید و پرسید: “برای چه عقربی را که نیش می زند، نجات می دهی؟”
مرد پاسخ داد: “این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم.” چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم فقط به این دلیل که عقرب طبیعتا نیش می زند؟

عشق ورزی را متوقف نساز. لطف و مهربانی خود را دریغ نکن، حتی اگر دیگران تو را بیازارند.


منبع : http://www.mihanfun.net

 
  • تعداد صفحات :8
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : کورش

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان


کد لوگو حمایت از کشور ایران

گوگل رنک

پیج رنک

رتبه سنج گوگل

دیکشنری


کد لوگو حمایت از تیم پرسپولیس

قالب وبلاگ و ابزارهای روزگذر
آرشیو اس ام اس الوند - پیامک های متنوع و خواندنی ساعت مچی مجله تفریحی - مجله تفریحی و خبری تودی مگ



در این وبلاگ
در كل اینترنت

آمارگیر وبلاگ